 پنجشنبه 4 شهریور1389

& کتاب کوچه
… دانستن (که) گربه کجا تخم می کند ۱) از خواب بیخبری بیدار شدن و به حقایق مسائل پی بردن: «وقتی مشروطهخواهها تهران را گرفتند تازه محمدعلیشاه دانست که گربه کجا تخم میکند!» || نیز نکـ ١٧٩٧/آ. ٢) در مورد حقایقی آرند که معتقد باشند کسی نمیتواند از آن آگاهیی درستی داشته باشد: «کی میدونه گربه کجا تخم میکنه؟» ٣) نکـ ٤٢٢/ب.
& فرهنگ سخن
… سایهدست sāye-dast (اِ.) (گفتگو) (مجاز) نوشته؛ دستخط: سایهدستی با پُست خدمتتان فرستادم.
& فرهنگ فارسی عامیانه
… دَبـَنگ احمق و نالایق و بیغیرت (مترادف: پفیوز، الدنگ): «اصلاً آن مردکه دبنگْ شوهرش را بگو که همچه زنی را نگه داشته!» (شکر تلخ، ٢١) «تمام آن فحشهایی که میبایست به آن مردکه دبنگ میدادم و نداده بودم در دهانم رسوب کرده بود.» (مدیر مدرسه، ١٦٥)
& فرهنگ لغات عامیانه
… زغنبود (زقنبود) (زقنبوت) معنی این واژه به درستی معلوم نیست. اما مورد استعمال آن نظیر «کوفت» و «زهرمار» است. یعنی مثلاً وقتی بچهای گریه کند، یا داد بزند، ممکن است به جای «کوفت» و «خفهشو!» بدو بگویند: «زغنبود!».
& فرهنگ لغات و ترکیبات شاهنامه
… کامگار جبار، زورمند، دارای قدرت مطلقه. دگر آنکه باشد خدا کامگار / به یاری نخواهد ز کس هیچ کار.
& فرهنگ کنایات سخن
… یاردانقلی yārdānqoli [تر.] (صـ.) (گفتگو) (توهینآمیز) آنکه اصلونسب یا موقعیت اجتماعی ممتازی ندارد؛ آدم نتراشیده و نخراشیده: شبانه باروبندیلش را بسته و با یک یاردانقلی پولداری جیم شدهاست. (مسعود ٢٩)
& فرهنگ امثال سخن
… خواب کوچکش هفت سال است! در انجام کارها تأخیر و درنگ فراوان مینماید.
? غلط ننویسیم
… شکیل این کلمه در عربی به «کف آمیخته به خون که بر اثر فشار لگام در دهان ستور پدید میآید» اطلاق میشود، اما در فارسی، در دورهی متأخّر، آن را به معنای «خوشگل» یا «خوشاندام» به کار میبرند. در فارسی فصیح بهتر است که از استعمال این کلمه به این معنی خودداری شود و به جای آن از صفاتی چون زیبا یا خوشگل یا دهها واژهی مترادف دیگر، از بسیط و مرکب، که در فارسی موجود است استفاده شود.
.: اطــلاعــیه :.
به خاطر برخی مصائب و گرفتاریها، این وبگاه تا تاریخ ۲۵ شهریور سال جاری به روز نخواهد شد.
| شماره: 93 | بابی گورو |
|