 یکشنبه 19 اردیبهشت1389
بگذارید از همان شروع، میان، و پایان آغاز کنیم
... نخستین بانی کنش باید در بخش آغازین فیلم روی دهد، زیرا باید به تنهایی مسئول شروع سلسله رویدادهایی باشد که پیرنگ را به حرکت در میآورند. برای اینکه پیش از آغاز پیرنگ با نخستین بانی کنش، نویسندگان آزادی عمل داشته باشند، ارسطو ابزاری را به ما معرفی میکند که "پیشپرده" نام دارد. پیشپرده، بخش پیشداستان پیچیدهسازی را (مثلاً، آنچه که پیش از ملاقات ما با قهرمان برای او روی داده) به "داستان پیش ِ رو" (داستان پس از آغاز فیلم) متصل میکند و به جز این، پیش از آنکه نخستین بانی کنش روی دهد، امکان وقوع آن را فراهم میکند. در پدرخوانده، سکانس عروسی حال و هوای اثر را ایجاد میکند، شخصیتها را معرفی مینماید، و زمینه را به آرامی برای ترور دون فراهم میکند. به محض اینکه نخستین بانی کنش روی میدهد، همانطور که ارسطو تعیین کرده، دقیقاً در بخش "میان" پیرنگ قرار میگیریم. این "میان" با نخستین بانی کنش به حرکت در میآید و بر حسب طبیعت و بر اساس رابطهی علت و معلول به دنبال میآید. و دقیقاً همانطور که نخستین بانی کنش، تکانهی پویای انرژی است که "میان" داستان را به حرکت درمیآورد، "میان" نیز به این ترتیب شکل میگیرد تا "دومین بانی کنش" را ایجاد کند که آخرین نقطه پیرنگ داستان است، و ما را به ابهامزدایی یا پویهی "پایان" میبرد ...
برای خواندن متن کامل روی لینک زیر کلیک کنید.
.: متن کامل این مطلب :.
| شماره: 63 | بابی گورو |
|