 یکشنبه 25 بهمن1388
چاد گرویچ
ترجمه: میوز خلاق
نسخه مناسب چاپ
بیتردید، اتحادیهی نویسندگان غرب آمریکا۱ به طور مداوم خود را پیروز اعلام کرده است. ما سال گذشته را صرف شنیدن چیزهایی دربارهی "دستاوردهای بیسابقه" کردهایم، و در فوریهی امسال [۲۰۰۹]، دیوید یانگ، رئیس هیأت مدیرهی این اتحادیه به همهی اعضا ایمیلی طولانی ارسال کرد که طی آن پیروزیهای اتحادیه را ارج نهاده و کسانی را که تلاش میکردند "موفقیت اعتصاب ما را ناچیز جلوه دهند" محکوم کرده بود.

اما وقتی به وضعیت اخیر تلویزیون نگاه میکنید، مشکل است حق را به جانب کسانی که موفقیت اعتصاب را ناچیز جلوه دادهاند ندهید. شبکههای تلویزیونی کمتر از همیشه به خرید و پرورش فیلمنامههای تلویزیونی میپردازند، بودجهی نویسندگان بیشتر برنامههایی که تا الان پخش شدهاند، ۱۰ الی ۱۵ درصد کاهش یافتهاست. برنامههای رادیویی و تلویزیونی تحت سلطهی نمایشهای واقعنما۲ قرار گرفتهاند، ژانری که به گریز خود از حوزهی اختیارات اتحادیهی نویسندگان آمریکا ادامه میدهد، زیرا شبکهها و کمپانیهای تولید به طور قاطع اعلام کردهاند که این ژانر نویسنده ندارد. و اینترنت هم که سنگ بنای طرح اعتصاب اتحادیه است هنوز باید درآمد کافی ایجاد کند تا به عنوان بازاری معتبر یا رسانهای هنری جدی گرفته شود.
باب کوشل۳، تهیهکننده [و فیلمنامهنویس]، میگوید: " فکر میکنم بیشتر مردم کنجکاوند بدانند چرا آن کار را کردیم، اینطور نیست که ما از این اعتصاب به عنوان بزرگترین فاتحان دوران بشر بیرون آمدیم، آسیبی که این اعتصاب نویسندگان به بار آورده از حد و اندازه خارج است."
واقعیت این است که اعتصاب بیش از ۶۰ برنامه را تعطیل کرد؛ به قیمت از دست رفتن شغل ۳۵۰۰۰ نفر تمام شد؛ باعث هدر رفتن ۲.۵ میلیارد دستمزد در لس آنجلس شد؛ و ۲.۱ میلیارد دلار به اقتصاد کالیفرنیا ضربه زد. با این حال اگر دقیقتر نگاه کنید، در چنین موقعیت بدی، نکات خوب و بذر فرصتهای جدید نویسندگی هم وجود دارد که با دادن زمان میتوان امیدوار بود که دنیایی تازه و بارورتر برای تهیهکنندگان تلویزیون به عمل آورد. با وجود اینکه این تغییرات هنوز ناچیز هستند، اما اعتصاب چه بخواهیم چه نخواهیم در چند عرصهی خاص درهای تازهای را باز کرد:
ارتقای "پروسهی پرورش۴" عرفی؛ وقتی اعتصاب روی داد، شبکهها سروصدای زیادی راه انداختند و آن را کاتالیست۵ لازم برای ارتقای"پروسهی پرورش" منسوخ تلویزیون خواندند. آنها ادعا کردند که میتوانند پایلوتهای کمتری۶ تولید کنند، هزینهی کمتری صرف کنند، و مقید به برنامهریزیهای سالانهی دستوپا گیر نباشند. دنیای پس از اعتصاب شاهد تلاشهای متعددی با درجات موفقیت متفاوت جهت تحقق این وعده بوده است.
در ژانویهی ۲۰۰۸، در گرماگرم اعتصاب، جف زوکر، مدیرعامل NBC Universal، اعلام کرد که NBC به کلی پروسهی پایلوت خود را کنار میگذارد و مستقیماً اجازهی تولید پروژههای متعددی را به صورت سریال میدهد. با این حال از پنج سریال بدون پایلوت NBC، سه مورد ـ بدترین دشمنم۷، کروزو۸، و پادشاهان۹ ـ تقاضای "بک ناین۱۰" دریافت نکردند، کت و کیم۱۱ به فصل دوم نرسید، و نیکوکار ۱۲ پیش از آنکه در جدول پخش تابستان قرار گیرد به طور کامل دستخوش تغییر شد. NBC تولید پایلوتها را از سر گرفت.
به نظر میرسد تغییرات دیگر نتایج بهتری دادند. فاکس و ABC هردو جدولهای پخششان را به بخشهای کوچکتری کاهش دادند، و پایلوتها را به طور متناوب در طول سال پخش کردند. در تئوری، این امر باید اجازه دهد که پروژههای جدید خارج از چارچوبهای زمانی عرفیشان فروخته و پرورده شوند. و به امید اینکه این کار شاید نتیجهبخش باشد، ABC در بهار امسال پایلوت ۲۵ پروژه را پخش کرد و در آپفرانتهای ۱۳ امسال نمایش ۱۰ سریال را اعلام کرد. فاکس هم ۱۲ پروژه را تولید کرد و شش مورد را نمایش داد.
(از نظر من که تمام سال را مشغول پروسهی پرورش هستم، گمان نمیکنم تا زمانی که صنعت، آپفرانتهای ماه مه را حذف نکند، این اتفاق به طور کامل بیفتد. مادامی که آپفرانتها پابرجا باشند، به عنوان ضرب الاجلهای بالفعل عمل میکنند.)
تغییری که به نظر میرسد کاملاً تأثیرگذار بوده ـ بحران مالی کنونی را باید مسئول بخشی از آن دانست ـ تعهد شبکههای تلویزیونی به کسر بودجه با تولید پایلوتهای کمتر و ارزانتر است. بهار امسال، شبکههایی که در مضیقهی مالی بودند، یک سوم تا نیمی از پایلوتهای معمول را سفارش دادند که این امر شدیداً تعداد فرصتهای موجود را برای تولید برنامههای جدید کاهش داد. توجه کنید: در ۲۰۰۷، سال پیش از اعتصاب، NBC هجده پایلوت با فیلمنامهی آماده سفارش داد، اما امسال ۱۱ مورد. در 2007، CW سیزده مورد و امسال ۶ مورد سفارش داد.
با کسر بودجهی امسال، حتی برنامههای موفق و پولساز موقعیت خود را در خطر دیدند. بدون رد پا۱۴ سریال نسبتاً موفق و پولسازی است که CBS از ۲۰۰۲ آن را تولید میکرده، اما وقتی این سریال نتوانست کسر بودجهی امسال را تأمین کند، CBS آن را از جدول پخش حذف کرد. همین اتفاق برای اسم من ارل است۱۵ محصول NBC افتاد، که تلاش کرد هزینهها را آنقدر کم کند تا بتواند در ردیف برنامههای کم بودجهی TBS خود را جای دهد. اما این رقم هم نتیجهبخش نبود.
با وجود آنکه کم شدن بودجهی شبکهها فرصتهای کمتری را برای نویسندگان ایجاد میکند، با این حال جنبههای مثبت دور از انتظاری هم در این مورد وجود دارند. برای مثال، برنامههایی که شاید دیگر برای بقا تلاش نمیکردند، ناگهان خود را در وضعیت مطلوبی یافتند. سریال کمدی تا مرگ۱۶ محصول فاکس، تقریباً لغو شده بود که استودیوی مالک آن، سونی، به نحو دیگری بودجهی آن را تأمین و به فاکس قیمتی را پیشنهاد کرد که نمیتوانست آن را رد کند، و به این ترتیب نمایش غافلگیرکنندهی فصل چهارم این سریال را تضمین کرد.
هیجانانگیزتر آنکه برنامههای جدیدی هم که شاید در سالهای قبل یکبارمصرف بودهاند اکنون با استقبال روبرو میشوند. جهت نمونه، برنامهی آتی فاکس به نام پسران توسکان۱۷، پایلوت سوداگرانهای بود که دو فیلمنامهنویس تازهوارد (گرگ برتمن۱۸ و تامی دووی۱۹) آن را نوشتند، اثر متمایزی که ـ در پخش تلویزیون ـ معمولاً بلیت یکطرفه به ناکجاآباد را برای یک پایلوت تضمین میکند. اما توسکان موفق شد حق نمایش سریال را به دست آورد ... و پخش یک قسمت کوتاه خیلی خوب آن در یکشنبه شب، پیش از سیمپسونها۲۰، پروژههای نویسندگان مجربتر (و گرانتر) مثل میچل هورویتز۲۱ (رشد خیرهکننده۲۲)، آدام رسنیک۲۳ (مرگ بر اسموچی۲۴)، و کریستین زندر۲۵ (سامانتا کی؟۲۶) را شکست داد. همچنین، CW حاضر شد روی زندگی زیبا اثر آدام جائودرون۲۷، مدل و نویسنده، قمار کند، و پروژههای کهنهکارهای تلویزیون مثل جاش شوارتز۲۸ را رد کند.
جن گریسانتی۲۹، مدیر اجرایی پیشین Spelling Television و CBS Paramount که اکنون مرکز مشاورهی جن گریسانتی را اداره میکند، میگوید:"با در نظر گرفتن اینکه حالا پایلوتها حتی در سطح بچگانه به راحتی مورد قبول واقع میشوند ... بسیاری از نویسندگان رده پایین هم پایلوت مینویسند. اکنون زمان بسیار مناسبی برای نویسندگان از هر ردهای است که پایلوتهای بدیع خلق کنند، پس این برای نویسندگان هدف قانعکنندهای است تا دربارهاش فکر کنند."
بنابراین، کاستن مخارج شاید از مجموع تعداد مشاغل نویسندگی بکاهد، اما در عین حال، فرصتهایی برای نویسندگان و پروژههای جدید ایجاد میکند، که این بدان معناست که حالا زمان تازهکارا و مشتاقان نویسندگی است که ایدهها و پایلوتهای بدیعشان را بنویسند و ابراز کنند.
بخش دوم و سوم این مقاله در شمارههای بعدی مجله Script منتشر شدهاند که برگردان فارسی آنها به زودی در این تارنما قرار خواهد گرفت.
۱ ـ Writers Guild of America, West
۲ ـ نمایش واقعنما نوعی ژانر تلویزیونی است که موقعیتهای مفروض بدون فیلمنامهی دراماتیک یا خندهدار را نشان میدهد؛ رویدادهای واقعی را ثبت میکند؛ و معمولاً به جای بازیگران حرفهای، مردم عادی را نمایش میدهد.
۳ ـ Bob Kushell
۴ ـ Development Process : "پروسهی پرورش" روند آماده کردن فیلمنامه برای تولید است.
۵ ـ چیز یا شخصی که باعث روی دادن اتفاق یا تغییر مهمی میشود.
۶ ـ در آمریکا روند تولید سریال کاملاً متفاوت است. در آنجا ابتدا اپیزود اول سریال به طور آزمایشی تولید و پخش میشود و بعد، میزان علاقهی مردم را به آن میسنجند. به این اپیزود آزمایشی، پایلوت میگویند. اگر نمایش پایلوت موفقیتآمیز بود، شبکهها ۱۲ اپیزود دیگر سفارش میدهند و اگر مخاطبان از این ۱۲ اپیزود نیز خوششان بیاید، آن وقت شبکه درخواست "بک ناین" میکند. در مورد "بک ناین" به پاورقی شماره ۱۰ رجوع کنید.
۷ ـ My Worst Enemy
۸ ـ Crusoe
۹ ـ Kings
۱۰ ـ از آنجا که طول استاندارد یک فصل سریال آمریکایی ۲۲ اپیزود است، به ۹ اپیزود پایانی فصل، "بک ناین" میگویند. چنانچه پخش "بک ناین" سریال با موفقیت همراه باشد، تهیهکننده میتواند به تولید فصل دوم بیندیشد. اما اگر رضایت مخاطبان به حد کافی جلب نشود، سریال به همان یک فصل محدود خواهد شد.
۱۱ ـ Kat & Kim
۱۲ ـ The Philanthropist
۱۳ ـ زمان اختصاص یافته به پخش آگهی بازرگانی یک سریال.
۱۴ ـ Without a Trace
۱۵ ـ My Name is Earl
۱۶ ـ Til Death
۱۷ ـ Sons of Tuscon
۱۸ ـ Greg Bratman
۱۹ ـ Tommy Dewey
۲۰ ـ The Simpsons
۲۱ ـ Mitchel Hurwitz
۲۲ ـ Arrested Developments
۲۳ ـ Adam Resnick
۲۴ ـ Death to Smoochy
۲۵ ـ Christine Zander
۲۶ ـ ?Samantha Who
۲۷ ـ Adam Giaudrone
۲۸ ـ Josh Schwartz
۲۹ ـ Jen Grisanti
| شماره: 39 | بابی گورو |
|