 جمعه 28 اسفند1388
نوشته: کارل ایگلسیاس || ترجمه: میوز خلاق
٣. احساس راحتی کردن با انزوا
نویسندگی، تک و تنها زیستن است، اما یگانه حیاتی است که ارزش زندگی کردن دارد.
ـ گوستاو فلوبر
نویسندگی یعنی تک و تنها کار کردن. به قول نویسندهای: "این کار مثل داوطلب شدن برای زندان انفرادی است، بدون این که از طول اقامتتان اطلاعی داشته باشید." نویسندگان باید زمان زیادی را تنها سپری کنند، اما چون ذاتاً به درونگرایی تمایل دارند، معمولاً بیشتر در کتاب یا در نوشتن آسایش روانی بیشتری مییابند تا در روابط اجتماعی. این بدان معنا نیست که اگر در انزوا احساس راحتی نکنید، قادر به نوشتن نخواهید بود. یکی از چیزهایی که ما را اغلب در گفتگو با اساتیدمان غافلگیر میکند آن است که بسیاری از آنها عملاً برونگراهایی هستند که برای انجام دادن کارشان انزوا را بر خود تحمیل میکنند.
ران بَس١: واقعاً ترجیح میدهم تنها بنویسم. معمولاً وقتی که با گروهی نویسنده جلساتی دارم، دربارهی داستان و نقد صحبت میکنیم، اما دلم نمیخواهد با شخص دیگری که آنجا نشسته بنویسم، زیرا با صدای بلند جروبحث میکنم و در اطراف قدم میزنم. وقتی مینویسم از نظر جسمانی میتوانم فعال باشم. معمولاً مینشینم اما هرجا که بروم، میزهای پایهبلندی دارم تا بتوانم ایستاده بنویسم و همین به من امکان میدهد تا راه بروم، عقب و جلو بروم و دستانم را حرکت دهم. این فرآیندی جسمانی است و نه فقط موردی ذهنی. بعضی چیزها را خط میزنم و بسته به احساساتم درشتتر یا پررنگتر مینویسم. اگر در پارک باشم، در اطراف قدم میزنم. حتماً برای مردم عجیب و غریب به نظر میرسم، بنابراین تلاش میکنم مکانی را پیدا کنم که در آن تا اندازهای تنها باشم، یعنی جایی که صدای انسان دیگری را نشنوم.
لسلی دیکسون٢: برای اینکه کارتان را خیلی خوب انجام دهید، باید زمانی طولانی را در تنهایی کامل سپری کنید. مجبورید. چند سال اول که اختیار زمانم دست خودم بود و کسی به من نمیگفت باید چه کار کنم، این کار را دوست داشتم. اما هنوز نفهمیدهام چطور میتوانم میان به تنهایی گذراندن زمان کافی برای خلق اثری با عیار بالاتر و معتکف نبودن تعادل برقرار کنم.
امی هولدن جونز٣: همان حس و حالی که موجب میشود از ویرایش کردن لذت ببرم، باعث میشود که از نوشتن نیز لذت ببرم، کاری تکنفره که در آن باید بارها و بارها نوشتهتان را اصلاح کنید تا آن را همانطور که میخواهید از آب درآورید. شما به عنوان یک فیلمنامهنویس نیاز دارید با انزوای طولانیمدت احساس راحتی کنید، مگر آنکه در تلویزیون کار کنید که محیطی به مراتب اجتماعیتر است.
تام شولمن٤: برای اینکه بتوانید صداها را بشنوید نیاز دارید انزوا ایجاد کنید، و به ارادهای جهت زندگی به مدتی طولانی در دنیای داستانتان نیاز دارید، تا این که خود را به دنیای شخصیتهایتان نفوذ کنید، تا اینکه بتوانید باور کنید که آنها وجود دارند. بسیاری از همسران نویسندهها شکایت دارند که ما در زمان حال زندگی نمیکنیم که البته قابل درک است.
رابین سویکورد٥: یک بار دوستی از من و نویسندگان همکار تست شخصیت گرفت، و همه درونگرا از آب درآمدیم، که فکر نمیکنم تصادفی باشد. حدود ۲۰ درصد از آدمهای این دنیا درونگرا هستند که فکر میکنم بیشتر نویسندگان احتمالاً در این دسته جای میگیرند. آنها با انزوایشان احساس راحتی میکنند و احتمالاً وقتی فقط با خودشان سروکار دارند خیلی موفقترند تا این که سروکارشان با انبوهی از آدمها باشد. میدانم که وقتی در اتاقی پر از آدم هستم، ذلم میخواهد فقظ یک ناظر باشم.
عادتهای اول تا پنجم فیلمنامهنویسان بسیار موفق (PDF)
١ـ Ron Bass: اطلاعات بیشتر
٢- Leslie Dixon: اطلاعات بیشتر
٣ـ Emy Holden Jones: اطلاعات بیشتر
٤ـ Tom Schulman: اطلاعات بیشتر
٥ـ Robin Swicord: اطلاعات بیشتر
| شماره: 51 | بابی گورو |
|