 پنجشنبه 24 تیر1389
نوشته: ویلیام ایندیک ترجمه: بابی گورو
سایه
نظریهی یونگ به شدت تحت تأثیر فلسفههای شرقی قرار داشت، که این فلسفهها تمایل دارند از اهمیت تعادلهای طبیعی پدید آمده بر اثر نیروهای متضاد پشتیبانی کنند. روانشناسی یونگ روانشناسی اضداد را میپذیرد، دوگانگی ذاتی که در آن هر بخش «خود» با بخشی متضاد یا پیوسته تکمیل میشود. یین و یانگ، مادینگی و نرینگی، تاریک و روشن. هر نیروی روانی نیروی متضاد خویش را دارد. در الگوی یونگ، سایه نیروی متضاد پرسونا است. درست همانطور که بدن ما در روشنایی روز روی زمین سایه میاندازد، اگوی ما نیز در روشنایی "خودآگاه" سایه میاندازد. سایه آلتر اگوی سرکوب شده است، که بازتاب ضعیف ضمیر ناخودآگاه ما است. سایه وجه تاریکی است که همیشه با ما است اما اغلب توجهی به آن نمیشود. سایه حضور پنهانی است در پس نقاب پرسونا.
سایه به عنوان بدنهاد۱
در مقام کهنالگوهای متضاد، بدنهاد معمولاً "سایه" است در حالی که قهرمان معمولاً "پرسونا" است. قهرمانهای کلاسیک اغلب بدنهادهای کلاسیک دارند. در شین، شین (آلن لد) نقش قهرمان را ایفا میکند که شوالیهی سفید است، و ویلسون (جک پالانس) نقش بدنهاد را که شوالیهی سیاه است. بدنهادهای نقابدار مثل جیسون در فیلمهای جمعهی سیزدهم، هانیبال در سکوت برهها، و مایکل در فیلمهای هالووین تصویرهای واقعی کهنالگوی سایهی یونگ هستند. مرد دیوانهای که در پس نقاب است، هراسی جهانی را آشکار میکند ـ گرایش به دیوانگی و خشونت در همهی انسانها.
دوگانگی متضاد
مفهوم دوگانگی بر اساس اهداف مواجهه و یگانگی قهرمان/پرسونا است. در رویا یا اسطوره، پیش از اینکه رفع کشمکش امکان پیدا کند، پرسونا باید با سایه مواجه شود و آن را با «خود» خویش یگانه کند. مقابل هم قرار دادن قهرمان و بدنهاد، آن هم به شیوهای که مفهوم دوگانگی یونگ را آشکار کند، اغلب مفید است. این دو شخصیت مثل روز و شب با هم اختلاف دارند، با این حال به طریقی شگفت به نظر میآید که مکمل یکدیگر باشند. دوگانگی متضاد «قهرمان ـ بدنهاد» در دماغه وحشت (١٩٦٢) یک مثال بینقص است. سم باودن (گرگوری پک) نجیب، درستکار، مهربان، آرام، و خوشرفتار است. ماکس کدی (رابرت میچام) هرزه، فاسد، ظالم، جامعهستیز، و خشن است. قهرمانهای صلحطلب مثل سم برای اینکه سایههای خویش را شکست دهند باید برخی از خصلتهای خشن و غیظی آنها را با خویشتن خویش یگانه کنند.
ـــــــــــــــــــــــ ۱ ـ Villain
ادامه دارد ...
| شماره: 82 | بابی گورو |
|